جوجه طلاییجوجه طلایی، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره
السای مامانالسای مامان، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره

خاطرات جوجه طلایی

فروردین94

1394/2/1 2:19
نویسنده : maman zahra
303 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نازدار مامان

مامان جون نوزدهم این ماه عمل داشت. به خاطر همین مجبور شدیم بابا رو تنها بزاریم و بریم پیش همدان.

باباجون برات از بیمارستان یه هدیه خریده بود. یه خرس کنترلی خوشگل:

خونه مامان جون حسابی با کیان بازی کردی . سوار سه چرخه کیان میشدی و خودت هم مواظب بودی نیفتی.

 

ناخنای پاتو هم خاله جون زحمت کشده لاک زده!!

 

آخر هفته هم بابا اومد دنبالمون تا هم برگردیم خونه و هم سری به خونه مادرجون بزنه که داره یسازه. تقریبا دیگه آخرای کارشه و خدا بخواد چیزی نمونده تموم شه:

 

این روزا خیلی شیطون و بازیگوش شدی. تا مشغول کار میشم میبینم رفتی وسط آشپزخونه و داری با راه آب بازی میکنی!

دستت از وسایل میگیری و بلند میشی. بهت میگم چشم مامان کو؟ انگشتت میکنی تو چشمم.

باباجون ساعت یادت داده. تا میگی ساعت کو. انگشتت میگیری سمت دیوار و ساعت نشون میدی.

برات لی لی حوضک که میخونم انگشتت میزاری کف دستت و لی لی میکنی. الهی من فدات شدمبوسمحبت

راستی این هم عکست با آروینه که رفته بودیم عید دیدنیشون. یادم رفته بود برات بزارم.

عمه الهه برات از قشم یه اسباب بازی موزیکال آورده بود که با آروین حسابی مشغولتون کرده بود:

 

 

اینم عکس پایان 9 ماهگی. ده ماهگیت مبارک عزیز دلم.

 

پسندها (5)

نظرات (4)

مامان لیدا
1 اردیبهشت 94 12:13
پایان 9 ماهگیت مبارک باشه النای نااااز عکسات هم خیلی خوشگل بودن خاله عاااااالی
maman zahra
پاسخ
مرسی خاله لیدا. نظر لطفته عزیزم.
مامان صفا
15 اردیبهشت 94 1:43
خیلی نازه خدا حقظش کنه النا خانوم رو
maman zahra
پاسخ
ممنون
ĸoѕαr
17 اردیبهشت 94 18:45
سلام خاله مهربون خوبی خاله عزیز؟ نینی نازتون چیکار میکنن؟ خدا برات نگهش داره ووووییییی چه خوشگله قربونششششش از طرف من ببوسش گلم زود زود بهمون سر بزنین عزیزم با نظرات شما من کلییییی انرژی میگیرم منتظرتونیماااا
maman zahra
پاسخ
سلام عزیزم. ممنون خاله جون محبت داری
سما مامان فرشته ها
31 خرداد 94 14:49
سلام عزیزم مطلب گذاشتم نظر یادت نره