جوجه طلاییجوجه طلایی، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره
السای مامانالسای مامان، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

خاطرات جوجه طلایی

سال نو مبارک

....................................♥ ...................................♥ .................................♥ ..............................♥ ...........................♥ .........................♥ ......................♥ ..................♥ .............♥ .........♥ ......♥ ....♥ ......♥......................♥...♥ ..........♥.............♥............♥ ..............♥.....♥...................♥ ...................♥.....................&hear...
15 فروردين 1394

مرواریدات مبارک

این دندونه یا مروارید براش یه اسپند بیارید الهی صد ساله بشی بزرگ بشی پیر بشی همیشه سالم و شاد  دندونات مبارک باد اینم آش دندونی که مامان جون پخته و خاله جون تزیینش کرده:     ...
15 فروردين 1394

نانانا!!!

سلام خوشگل خانوم مامان این چند وقت فرصت نکردم برات چیزی بنویسم.سرم خیلی شلوغ بود... دیدی گفتم خدا همه رو غافلگیر میکنه! هوا خیلی سرد شده و چند روزه بارون و برف و....خداروشکر!  ایشالا اینقدر برف بیاد که آب زیاد داشته باشیم و تابستون باهم بریم آب بازی. آخر بهمن بازم رفته بودیم همدان. بابا دنبال کارای خونه ی مادر جون بود. یه شب تولد نشاط بود که رفتیم خونه دایی جون. اما شما یه کم ناراحت بودی و نق میزدی. اما خوب آخرش حسابی خوش گذشت... اینم عکسای تولد:      اینم بابا و باباجون     آریان هم بزرگ شده و شیطون. بهش میگفتم النا رو صدا بزن. اینجوری صدات میکرد: نانانا!...
6 اسفند 1393

بهمن 1393

نمیدونم چرا این روزا مثل برق و باد میگذره و من هیچی ازشون نمیفهمم. فقط خداروشکر بزرگ شدن گل دخترمو میبینم که روز به روز درحال تغییره. امسال زمستون اصلا برف نیومد. حتی همدان هم که همیشه کلی برف میومد خبری از برف نبود. همه نگرانن و میترسن تابستون سخت و خشک و بدون آب بگذره. اما من امیدم به خداست. به نظرم خدا یهو همه رو غافلگیر میکنه.  آخر هفته ی پیش همدان بودیم. اینم عکس شما که مامان جون داره اولین سوپ گوشت شما رو بهت میده. اولین باری که النای ناناز گوشت میخوره:     البته جا داره بگم اینجا مامان جون برده بودت حموم و حسابی آب بازی کردی . سوپم که بعد آب بازی حسابی میچسبه! نوشششش جووونت کپلم. ...
15 بهمن 1393

شش ماهگی پررررر

نیم سالگیت مبارک قند و عسلم خداروشکر یک نیم سال گذشت و شما وارد ماه هفتم زندگی شدی نازنین دخترم. این روزا خیلی سریع میگذره . البته من همش منتظر این روز بودم. دیگه نوزادی تقریبا تموم شده و شما خانومی شدی. من و بابا رو میشناسی و ازونجا که شیطون و بازیگوش شدی شیرینترم شدی. واکسن 6 ماهگی رو زدی و فقط یه کمی تب داشتی که زودی خوب شدی خدارو شکر. مامان جون چند روز پیش اومد خونمون. شما تازه از خواب بیدار شده بودی و مات قیافه مامان جون شده بودی. اما همین که لباساش عوض کرد یهو زدی زیر خنده و ذوق کردن و جیغ...الهی مامان قربون اون خوشحالیات بره. یه مدته که بهت فرنی و حریره بادوم میدم. شماهم خیلییی دوس داری و قاشقشم میخوای بخ...
23 دی 1393

آذر 93

خووووب جونم براتون بگه هفته پیش شنبه تعطیل بود و از اونجایی که مامان جون 3 روز روضه داشت ما یهویی تصمیم گرفتیم بریم همدان! این هم عکس شما تو ماشین:   روضه مامان جون هم خیلی شلوغ پلوغ بود. خیلیا هم میومدن که شمارو ببینن. مینا(دوستم) و مامانش، همسایه های مامان جون، زن عموهات و خیلی های دیگه اومدن که شمارو ببینن. همه بغلت میکردن و بوس و جیغ و ماشاالله و اسفند دود کردن آخر روضه!!!  این هم عکس شما و کیان تو اتاق باهم بازی میکردین بقیه هم روضه. مامان جون این چند روزه خیلی سعی کرد به شیشه عادت بده نمیدونم یاد گرفتی یانه.   بابایی شنبه برگشت چون م...
2 دی 1393

پدر که باشی...

پدر که باشی شبا تا دیر وقت بیداری و با بچه بازی میکنی...روزا هم مجبوری صبح زود خوابالو بری سر کار. پدر که باشی دیگه نمیتونی خیلی ریسک کنی مبادا کوچولوت اذیت بشه. پدر که باشی دوس داری پز دخترت جلوی همه بدی. پدر که باشی همه آرزوته که کوچولوت آینده خوبی داشه باشه. پدر که باشی سرت تو حساب کتابه. کجارو کم و زیاد کنی که نی نی کم نداشته باشه. پدر که باشی به فکر خریدن سهام برا کوچولوت هم میفتی!!! پدر که باشی مثل یه کوه پشت خانوادتی.   پ.ن: دخترم بابا برات سهام خریده! مبارکت باشه. ایشالا که خیر باشه فرشته نازم. ...
19 آذر 1393

مادر که باشی...

مادر كه باشي بعضي وقت ها لحظه شماري مي كني كه نی نی بخوابه و بعد كه خوابيد و خوابش يه كم طولاني شد دلت براش تنگ مي شه و لحظه شماري مي كني كه بيدار شه! مادر که باشی وقتی هم عصبانی میشی  بعد که بچت میخوابه می شینی به  صورت معصومش نگاه میکنی غصه می خوری که چرا نتونستی جلوی خودت رو بگیری !!!! مادر که باشی اولویت زندگیت نی نی نازته. مادر که باشی برات مهم نیست روی شونت آورده بالا و لباست کثیف شده. مادر که باشی مجبوری پارک و سینما و تفریح بزاری کنار تا نی نی بزرگتر شه. مادر که باشی خودت هم بچه میشی. خودت هم بازیش میشی. دستای کوچیکش میگیری تا با هم بزرگ بشید. مادر ک...
19 آذر 1393